خانه :: اساتید :: اخبار

آمار سایت

بازديد امروز: 15
بازديد ديروز: 11
بازديد کل: 1829
بروزرسانی: 7-9-1396
احکام شرعی مربوط به اموال دولتی

حکم برداشتن اموال دولتی به جای مطالبات شخصی

حوزه / محیط کار معمولاً با فراز و نشیب های مختلفی همراه بوده که در بسیاری موارد، سؤالات شرعی فراوانی برای افراد به وجود می آورد؛ دانستن جواب چنین سؤالاتی، کارمندان را در انجام خدمات هر چه بهتر یاری خواهد کرد.

*برئ الذمّه شدن در مورد اموال دولتی

سؤال: چندین سال است که مقداری از اموال مربوط به بیت المال نزد من است و اکنون می خواهم خود را برئ الذمّه نمایم، وظیفه من چیست؟.

پاسخ: اگر آنچه که از اموال بیت المال نزد شماست، از اموال دولتی مختص به اداره خاصی از اداره های دولتی باشد، باید در صورت امکان به همان اداره برگردانید و الّا باید به خزانه عمومی دولت تحویل بدهید. (1)

سؤال: این جانب اقدام به استفاده شخصی از بیت المال کرده ام، وظیفه من برای برئ الذمّه شدن چیست؟. استفاده شخصی از امکانات بیت المال تا چه حدی برای کارمندان جایز است؟ و در صورتی که با إذن مسئولین مربوطه باشد، چه حکمی دارد؟.

پاسخ: استفاده کارمندان از امکانات بیت المال در ساعات رسمی کار به مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نیاز است و شرایط کاری بیانگر إذن به کارمندان در این مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنین استفاده از امکانات بیت المال با إذن کسی که از نظر شرعی و قانونی حق اذن دارد، بدون اشکال است. در نتیجه اگر تصرفات شخصی شما در بیت المال به یکی از دو صورت مذکور باشد، چیزی در این رابطه به عهده شما نیست، ولی اگر از اموال بیت المال استفاده غیرمتعارف کرده باشید و یا بدون إذن کسی که حق اذن دارد، بیشتر از مقدار متعارف استفاده نمایید، ضامن آن هستید و باید عین آن را اگر موجود باشد، به بیت المال برگردانید و اگر تلف شده باشد، باید عوض آن را بدهید و همچنین باید اُجرت المِثل استفاده از آن را هم، در صورتی که اُجرت داشته باشد به بیت المال بپردازید. (2)

سؤال: مبلغی معادل دو ماه حقوق ماهیانه ام را بر اثر اشتباه از حسابدار دریافت کردم و مسئول مؤسسه را هم مطلع نمودم ولی مبلغ اضافی را برنگرداندم و در حال حاضر حدود چهارسال از آن می گذرد، با توجه به اینکه جزء بودجه مالی سالانه مؤسسات دولتی است، چگونه می توانم آن مبلغ را به حساب مؤسسه برگردانم؟.

پاسخ: اشتباه حسابدار مجوز قانونی برای دریافت مبلغی بیشتر از مقدار مورد استحقاق نیست و واجب است مبلغ اضافی را به آن مؤسسه برگردانید هر چند جزء بودجه سال قبل آن باشد. (3)

*استفاده شخصی از ماشین اداری

سؤال: از طرف نهادهای مربوطه ماشین هایی در اختیار مدیران مؤسسات مسئولین نظامی قرار می گیرد تا از آنها در امور اداری استفاده کنند، آیا شرعاً جایز است از آنها برای کارهای شخصی و غیراداری استفاده شود؟.

جواب: جایز نیست مدیران و مسئولین و سایرکارمندان در هیچ یک از اموال دولتی تصرفات شخصی کنند، مگر آنکه با اجازه قانونی نهاد مربوطه باشد. (4)

*برداشتن اموال دولتی

سؤال: اگر بعضی از مسئولین از بودجه ای که جهت خرید غذا و میوه برای میهمان های رسمی اداری در اختیار آنان گذاشته می شود، سوء استفاده کنند و آن را در موارد دیگری مصرف نمایند، این کار چه حکمی دارد؟.

پاسخ: مصرف نمودن اموال دولتی در غیرمواردی که اجازه داده شده، در حکم غصب است و موجب ضمان می باشد، مگر آنکه با اجازه قانونی مقام مسئول بالاتر صورت بگیرد. (5)

*برداشتن مال دولت به جای مطالبات شخصی

سؤال: اگر شخصی مقداری حقوق یا مزایای خاصی که به طور قانونی به او اِعطا شده از دولت طلب داشته باشد، ولی دلائل قانونی برای اثبات حق خود در اختیار نداشته باشد و یا قادر بر مطالبه آن نباشد، آیا جایز است به مقدارحق خود از اموال دولتی که در اختیار دارد به عنوان تقاص بردارد؟.

پاسخ: جایز نیست اموال دولتی را که به عنوان امانت در اختیار و تحت تصرف او هستند به قصد تقاص برای خود بردارد، در نتیجه اگر مال یا حقی از دولت، طلب دارد و می خواهد آن را بگیرد برای اثبات و مطالبه آن باید از راه های قانونی اقدام نماید. (6)

*استفاده از بودجه اختصاصی اداری

سؤال: کسی که برخلاف مقررّات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیرشخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟.

پاسخ: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقررّات، موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید. (7)

سؤال: کسی که به یک سازمان دولتی بدهی دارد (مثلا از تلفن آن سازمان برای کار خصوصی استفاده کرده و نظیر آن)، آیا می تواند آن بدهی را به سازمان دیگری که آن هم دولتی است، بپردازد؟.

پاسخ: باید به همان سازمانی که به آن بدهکار است، رد کند. (8)

سؤال: آیا افراد شاغل در ادارات و مؤسسات دولتی که وسایل و امکانات دولت در اختیارشان است، می توانند با تأمین هزینه مصرفی؛ مانند سوخت اتومبیل، از پول شخصی خود، از این امکانات جهت کار شخصی استفاده نمایند؟.

پاسخ: تابع مقررات دولت اسلامی است؛ بدون اجازه قانونی مسئولین مربوطه جایز نیست. (10)

*استفاده شخصی از تلفن و امور دیگر

سؤال: در بعضی از ادارات دولتی مرسوم است که هر کس از تلفن دولتی استفاده شخصی کند، پنجاه ریال در صندوق مخصوصی واریز می کند؛ آیا این کار اشکال دارد؟.

پاسخ: با اجازه مسئولین مربوطه اشکال ندارد. (11)

سؤال: بعضی تصرفات جزئی در اموال دولتی که متعارف است و مسئولان ادارات دولتی هم از آن نهی نمی کنند؛ (مانند یادداشت کردن امور شخصی به وسیله خودکار وکاغذ دولتی یا درست کردن چای ومانند آن) چه حکمی دارد؟.

پاسخ: تصرفات جزئی متعارف مانع ندارد. (12)

سؤال: اگر در حین انجام وظیفه توسط کارمند متعهد و مسئول که مشغول رفع خرابی از سیستمی متعلّق به دولت است، خسارتی بر قسمتی از دستگاه وارد شود و قسمتی از آن بسوزد، با توجه به آن که کاملاً مشخص و محرز است که شخص نامبرده سعی خود را نموده، هیچ گونه غرض و اهمال کاری در بین نبوده است، آیا خسارت آن به عهده کارمند است یا خیر؟.

پاسخ: اگر خسارت را او بر دستگاه وارد نکرده ضامن نیست، ولی اگر او خسارت زده، ضامن است. (13)

*حقوق گرفتن بدون کار کردن

سؤال: بعضی از کارکنان بنا به عِللی در ماه، یکی یا دو روز را به سر کار نمی آیند، آیا شرعاً مسئول کار می تواند مزد روزی را که آن کارگر یا کارمند نیامده، بدهد؟.

پاسخ: تابع مقررات استخدامی است. (14)

*گرفتن فوق العاده در مرخصی

سؤال: روزهایی که انسان در مرخصی است، در ازای همان روزها حقوق و فوق العاده گرفتن چه حکمی دارد؟.

پاسخ: تابع قراداد استخدام و مقررات دائره مربوطه است. (15)

سؤال: آیا شخصی که دارای شغل آزاد است و منبع درآمدی دارد، جایز است در ارگان های دولتی کار کند و از آنجا هم حقوق دریافت کند؟.

پاسخ: تابع مقرّرات دولت اسلامی است. (16)

*جبران کم کاری

سؤال: این جانب چندین سال است در اداره دولتی کار می کنم، ولی از آنجایی که گهگاه نتوانسته ام درست و صحیح دِینم را ادا کنم و خودم را بدهکارمی دانم، آیا می توانم برای ادای دِینم در یکی از ارگان ها یا مساجد و یا درمانگاه های متعلق به مردم کار کنم یا اینکه حتما باید در همان سازمان کار کنم و یا اینکه آیا می توانم پول کم کاری را حساب کنم و بپردازم یا نه؟ اگر می شود به چه حساب و کجا بپردازم؟.

پاسخ: به همان سازمان که مدیون هستید، باید ادا نمایید. (17)

سؤال: آیا کسی که از اموال شخصی مانند تلفن یا بنزین برای مصارف دولتی استفاده می نماید، حق دارد عین یا بهای آن را از اموال دولتی برای خود استفاده نماید؟.

پاسخ: بدون اجازه مسئولین مربوطه حق ندارد. (18)

سؤال: کسی که برخلاف مقرّرات قانونی از اموال دولتی استفاده شخصی یا غیرشخصی نموده، تکلیف شرعی او چیست؟.

پاسخ: استفاده از اموال دولتی برخلاف مقرّرات، موجب ضمان است و باید عوض آن را به صندوق همان بخش واریز نماید. (19)

سؤال: معمولاً وظایف افرادی که در سازمان ها اشتغال دارند به آنان ابلاغ می شود. اگر کسی در انجام امور محوّله کوتاهی و کم کاری نماید، پولی که به عنوان حقوق ثابت هر ماه دریافت می کند، از نظرشرعی چه حکمی دارد؟.

پاسخ: اگر در مقابل کاری که انجام نداده پول بگیرد، مالک آن مقدار نمی شود و باید به همان اداره عودت دهد. (20)

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

   اسراف در اموال و اقتصاد این است که انسان مال را  مصرف کند بدون آنکه این مصرف اثر وکارایی داشته باشد.

مقام معظم رهبری

 

سوال : اینجانب اقدام به استفاده شخصی از بیت‏المال کرده‏ام، وظیفه من برای برئ‏الذمّه شدن چیست؟ استفاده شخصی از امکانات بیت‌المال تا چه حدّی برای کارمندان جایز است؟ و در صورتی که با اذن مسئولین مربوطه باشد، چه حکمی دارد؟

پاسخ : استفاده کارمندان از امکانات بيت‌المال در ساعات رسمی کار به مقدار متعارفی که مورد ضرورت و نياز است و شرايط کاری بيانگر اذن به کارمندان در اين مقدار از استفاده است، اشکال ندارد و همچنين استفاده از امکانات بيت‌المال با اذن کسی که از نظر شرعی و قانونی حق اذن دارد، بدون اشکال است. در نتيجه اگر تصرّفات شخصی شما در بيت‌المال به يکی از دو صورت مذکور باشد، چيزی در اين رابطه به عهده شما نيست، ولی اگر از اموال بيت‏المال استفاده غير متعارف کرده باشيد و يا بدون اذن کسی که حق اذن دارد، بيشتر از مقدار متعارف استفاده نماييد، ضامن آن هستيد و بايد عين آن را اگر موجود باشد به بيت‏المال برگردانيد و اگر تلف شده باشد، بايد عوض آن را بدهيد و همچنين بايد اجرت المثل استفاده از آن را هم در صورتی که اجرت داشته باشد به بيت‏المال بپردازيد.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

حفظ بيت المال (1)


بيت المال چيست؟
«بيت المال» از دو كلمه «بيت» و «مال» تركيب شده كه به فارسى مى‏شود «خانه مال» كه همان خزانه است. درفرهنگ لغت هم اين گونه معنى كرده‏اند: «جايى كه درآن مالى را گذارند كه همه مسلمانان را درآن حق باشد.» «1»
مقصود از بيت المال در ابتدا، خانه‏اى بوده كه درآن اموال رانگاه مى‏داشته‏اند، اين اموال احياناً شامل صدقات، غنايم وفئ‏بوده است، امّا بعدها كلمه بيت‏المال برخود اموال، اطلاق شده، نه بر محل نگاهدارى آنها و كلمه «بيت المال مسلمين» دايره خاصى را شامل مى‏شود كه متعلق به عموم مسلمانان است. «2»
بنابراين بيت المال، عبارت است از اموالى كه دولت اسلامى دراختيار دارد اعم ازاينكه واسطه دريافت از مؤدّيان و پرداخت به موارد مصرف آن بوده، (مانندزكات وكفارات كه مصرف آنهادر شرع اسلام معين گرديده است) يا خير، از درآمدهاى دولت بوده ولى داراى مصرف از پيش تعيين شده‏اى نيست، بلكه مصرف آن، مصالح مسلمانان به صورت كلى مى‏باشد. به هر دو بخش اين اموال بيت المال اطلاق مى‏گردد. امّا كلمه بيت المال مسلمانان براى بخش دوم اين اموال اصطلاح شده يعنى به درآمدهايى از دولت كه داراى مصارف از پيش تعيين شده‏اى نبوده، بلكه مصرف آن مصالح مسلمانان به صورت كلّى است. مانند جزيه و خراج، بيت المال مسلمانان گفته مى‏شود.
بيت المال از آن كيست؟
بنابرآنچه بيان شد، اموالى كه دولت اسلامى دريافت مى‏كرده بر دو گونه‏است:
1- بخشى از آنها جهت مصرف مشخصى دريافت مى‏شده و دولت، واسطه دريافت از مؤديان و پرداخت به موارد مصرف آن بوده. مانندزكات وكفارات كه مصرف آنها معين گرديده است، دولت گرچه اين اموال را دراختيار خود مى‏گيرد، امّا موظّف است كه در مصارف تعيين شده صرف كند. اين گونه اموال متعلق به عموم مسلمانان نيست و از بيت المال مسلمانان بشمار نمى‏رود.
2- بخشى ديگر از درآمدهاى دولت داراى مصارف از پيش تعيين شده‏اى نيست بلكه مصرف آن مصالح مسلمانان است (اين اموال، بيت المال مسلمانان نام دارد). گاهى مصالح آنان ايجاب مى‏كند صرف نيازمنديهاى عمومى جامعه از قبيل بناى راهها، پلها، مساجد، بيمارستانها و غيره شود و گاهى نيز مصالح اقتضا مى‏كند بيت المال بين مسلمانان تقسيم شود و به هركدام سهمى از آن پرداخت گردد، مانند دوره‏اى كه فقر و نيازمندى بر غالب افراد جامعه چيره شده باشد. دراين صورت به همه افراد مسلمان، سهمى پرداخت مى‏گردد. «1»
ضرورت حفظ بيت المال‏
مسائل اقتصادى- مالى در پايدارى كشورها نقشى اساسى دارد، از اين رو، تخصيص بودجه سالانه و حساب دخل و خرج مملكت، اهميت حياتى دارد كه دست اندركاران ومتخصصان امور مالى از آن غافل نيستند. از سوى ديگر، وظيفه فردى هر كسى كه بگونه‏اى با بيت‏المال سرو كار دارد نيز ايجاب مى‏كند كه منتهاى دقّت، دلسوزى وامانتدارى را نسبت به بيت المال- هر چند ناچيز باشد- اعمال كند و اجازه ندهد كه حيف و ميل شود و به ياد داشته باشد كه در روز بازپسين در برابر دستگاهعدل الهى بايد پاسخگو باشد. قرآن مجيد مى‏فرمايد:
«وَنَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيمَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَانْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ اتَيْنابِها وَ كَفى بِناحاسِبينَ» «1»
روز قيامت، ترازوهاىعدل را بر پا مى كنيم، به هيچ كس ستم نمى‏شود، اگر (عملى) به اندازه يك خردل هم باشد، آن را به حساب مى‏آوريم و اين كافى است كه ما حسابرس هستيم.
همچنين بايد آگاه بود كه اموال عمومى، متعلق به همه ملت است و حيف و ميل حتى يك تومان آن تجاوز بهحقوق ديگران است.
بيت المال،امانت مردمى‏
آنان كه اموال عمومى را دراختيار دارند، بايد همواره آگاه باشند كه از سوى مردم و حكومتى كه متعلق به آنان است، امين شناخته شده‏اند واين اموال به عنوانامانت به آنها سپرده شده است و امانتدارى ايجاب مى‏كند كهامانت را به گونه‏اى صحيح و طبق مصلحت به كار گيرند يا به اهل امانت‏برگردانند. چنانكه قرآن مجيد مى‏فرمايد:
«انَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ انْ تُؤَدُّوا الْاماناتِ الى اهْلِها» «1»
خداوند به شما فرمان مى‏دهد كه امانتها را به صاحبانش برگردانيد.
ديگر اين كه اموال عمومى و بودجه اختصاصى را بايد در محلى كه قانون و شرع معين كرده است به كار گرفت و هرگونه جابجايى و تغيير وتحوّل برخلاف درستى وامانتدارى است. قرآن مجيد پيرامون يكى از موارد بيت المال چنين رهنمود مى‏دهد:
«انَّماالصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكينِ وَالْعامِلينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى‏الرِّقابِ وَالْغارِمينَ وَ فى‏ سَبيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ» «2»
صدقات (زكات) فقط براى فقيران، مسكينان، كارگزاران جمع آورى آن، به دست آوردن دل مخالفان، آزاد كردن بندگان، قرضداران،انفاق در راه خدا و مسافران در راه مانده است (واين) فريضه‏اى از جانب خداست و خدا دانا وحكيم است.
خيانت به بيت المال و پيامدهاى آن‏
هرگونه سوء استفاده، حيف و ميل و سُستى نسبت به بيت المالخيانت محسوب مى‏شود كه بطور جدى بايد از آن پرهيز كرد؛ زيرا اميرمؤمنان عليه‏السلام فرموده است:
«اعْظَمُ الْخِيانَةِ خِيانَةُ الْامَّةِ» «3» بزرگترين خيانت،خيانت به امّت است.
ودر سخنى ديگر منشاءخيانت را كم تقوايى و بى دينى دانسته، مى‏فرمايد:
«الْخِيانَةُ دَليلٌ عَلى قِلَّةِ الْوَرَعِ وَ عَدَمِ الدِّيانَةِ» «4»
خيانت، نشانه كمبود ورع و بى دينى است.
انسانهاى لاابالى، بىتقوا و داراىايمان ضعيف كه تنها به فكر گذران زندگىِ چندروزه- به شكل بهترى- هستند، دستخيانت به اموال ديگران دراز مى‏كنند و به عبارت ديگر، خائنان به اموال عمومى، افراد دونمايه و خودپسندى هستند كه حاضرند با ضربه‏زدن به منافع عمومى وخالى كردن جيب مردم، وضع زندگى خود را بهبود بخشند، غافل از آن كه چنين انجامى، فرجامى زشت و ناگوار دارد كه گوشه‏اى از آن را در زير مى‏خوانيم:
الف- اجتماعى‏
خواه ناخواه،خيانت به اموال عمومى، تأثير منفى و ناهنجارى- پيدا و پنهان- براجتماع خواهد گذاشت، از آن جمله مى‏توان هرج و مرج اجتماعى، عدم امنيت مالى و سقوط ملّى رانام برد، كه پيرامون هر يك، توضيح مختصرى مى‏دهيم:
1- هرج و مرج اجتماعى: كسى كه بدون حساب وكتاب در بيت المال تصرف مى‏كند، درواقع بخشى از قانون را زير پا نهاده كه به همان نسبت، سبب هرج و مرج اجتماعى شده است وزحمتهاى تنظيم و تخصيص بودجه را نيز به هدر داده و باعث ركود كارها مى‏شود.
2- سلب امنيت مالى: گسترش روحيه بى بندوبارى وحيف وميل اموال عمومى، امنيت مالى مملكت را درهم مى‏ريزد و اعتماد مسؤولين رده بالا را از يكسو و اعتماد مردم را از سوى ديگر سلب مى‏كند و نتيجه اش، اين مى‏شود كه مردم، ديگر از پرداختحقوق و ماليات دولتى، سرمايه گذارى در بخش خصوصى و دولتى و هرگونه همكارى با دولت سرباز زنند و خود نيز در استفاده از اموال عمومى كه دراختيارشان قرار مى‏گيرد، احساس وظيفه نخواهند كرد، و چه بسا از اين طريق زيانهاى بزرگى به بيت‏المال وارد شود و كارگردانان اصلى نظام نيز با نگرانى و تشويش خاطر و بد گمانى با مسائل برخورد كنند.
3- سقوط ملّى: حيف و ميل بيت المال، كم كم، زشتى آن را از بين مى‏برد، به‏ افراد ديگر نيز سرايت مى‏كند و شيرازه مملكت را از هم مى‏پاشد، زيرا كارگردانان خائن به جاى رسيدگى به امور مردم و پيشبرد برنامه‏هاى مختلف مملكت، به خوشگذرانى و عياشى و خرج كردن پولهاى به يغما برده مشغول مى‏شوند و چنين كارى به تنهايى براى سقوط يك مملكت كافى است.
نمونه بسيار روشن وگواه كافى آن،خيانت «شاه» و كارگزاران بى كفايت اوست كه اموال عمومى را ثروتى بادآورده حساب مى‏كردند و به دلخواه خويش آن را به مصرف مى‏رساندند بگونه‏اى كه ظرف پنجاه سال حكومت خاندان منحوس پهلوى بر ايران، يك ركود و سقوط همه جانبه‏اى به بار آمد كه آثار شوم آن تا ساليانى دراز از بين نخواهد رفت، اين در حالى بود كه بنا به گفته سفارت ايران در «كاراكاس»: شاه مخلوع ايران به تنهايى مبلغ 25 بيليون دلار ارز از كشور خارج كرد كه اگر هزار سال عمر مى‏كرد روزى پانصد و پنجاه هزار تومان مى‏توانست خرج كند. «1»
ب- فردى‏
علاوه بر زيانهاى اجتماعى كه بر شمرديم،خيانت در بيت المال، خسارتهايى رابطور مستقيم متوجه شخص خائن مى‏كند از جمله:
1- فقر و درماندگى: معمولًا كسى كه از راه حرام، درآمدى كسب كند و با سركيسه كردن مردم، گذران زندگى كند، در نهايت به فقر و فلاكت دچار خواهد شد، چرا كه «بادآورده راباد ببرد.» وخائن غالباً سزاىخيانت خود را درهمين دنيا خواهد چشيد.
رسول گرامى اسلام صلى اللّه عليه وآله فرمود:
«مَنْ كَسَبَ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ افْقَرَهُ اللَّهُ» «2»
هركس ثروتى را از راه حرام به دست آورد، خدا او را فقير خواهد كرد.
2-خشم و غضب الهى: دومين اثر سوء حيف وميل بيت المال، برانگيخته شدنخشم الهى است؛ زيرا خداوند نسبت به عموم مردم مهربان است و هركس نسبت به آنان، كمترين ستمى روا دارد، دچارخشم او مى‏شود. حضرت علىصلوات اللّه عليه به يكى از كسانى كه اموال عمومى را به يغما برده بود مى‏نويسد:
«فَقَدْ بَلَغَنى‏ عَنْكَ امْرٌ انْ كُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ سْخَطْتَ رَبَّكَ وَعَصَيْتَ امامَكَ وَاخْزَيْتَ امانَتَكَ» «1»
ازتوبه من خبرى رسيده است كه اگر چنان كرده باشى (كه من شنيده‏ام) پروردگارت را بهخشم آورده، امام خود را نافرمانى كرده وامانتت را بى ارزش كرده‏اى.
3- محروميتهاى معنوى: كسى كه به گناهخيانت آلوده گردد وحقوق و اموال مردم را پايمال كند به طور قطع از روحيه معنوى محروم خواهد شد وزيانى كه از اين ناحيه عايدش مى‏شود با سودى كه از دستبرد به بيت‏المال نصيبش شده است قابل قياس نيست، او سرمايه معنوى وجاودانى خويش را با اندكى از مال دنيا كه پست وناپايدار است، معامله كرده وبا بهبودى زندگى مادّى خود، حالدعا و راز نياز باخدا را از دست مى دهد و از اين رهگذر نزد خدا بى اعتبار مى‏شود، به نكبت وبدبختى دچار مى‏شود و در اثر گناه خيانت، اگرعمل نيكى داشته باشد، عملش نابود مى‏شود.
اميرمؤمنان عليه السلام پس از آن كهحقوق مردم را از بيت المال مى‏پرداخت، دستور مى داد آنجا را جارو كنند وبعد چند ركعت نماز مى‏خواند و چنيندعا مى‏كرد:
«اللّهُمَّ انّى‏ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يُحْبِطُ الْعَمَلَ، وَ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يُعَجِّلُ النِّقَمَ وَ اعوُذُ بِكَ مِنْ ذَنْبٍ يَمْنَعُ الدُّعاءَ» «2»
پرورگارا! از گناهى كهعمل را نابود مى‏كند و نكبت را تسريع مى‏كند ومانع پذيرفته‏شدندعا مى شود به تو پناه مى‏برم.
بعيد نيست كه تؤام بودن چنين دعايى با پرداختحقوق مردم و در كنار بيت‏المال، نشانگر اين نكته باشد كه گناهانى كه آن پيامدهاى ناگوار را در پى دارد، در رابطه باحيف وميل وخيانت به بيت المال صورت مى‏پذيرد و كسانى كه به اموال عمومىخيانت ورزند دچار چنين نكبتهايى مى شوند و از حال معنوى محروم خواهند شد.
4- آتش دوزخ: حرام خوارى از گناهان بسيار زشتى است كه در اسلام بسيار مورد نكوهش قرار گرفته است و مصر شخصى بيت المال از بارزترين مصداقهاى آن است، كسانى كه اموال عمومى را به ناحق مى‏خورند، در آخرت در آتش قهر خدا گرفتار خواهند شد.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

بازدید امروز: 4